Friday, November 26, 2021

 روز هزار بار می شکنم در حصار تنم

آن غریب، غریب در وطن منم، آری منم

گرفتار رنج و غمم، اسیر غصه ی دوران

قربانی چه ام منکه دل از عشق نمی کنم؟

اینجا همه بی وفا و بد عهد و دشمن اند

من یک نفر میان این همه جمع دشمنم

نمی شنود گویی که هرگز کسی صدای مرا

بگو شکایت کجا برم، ناله در کجا زنم؟

وقتی که خانه خانه ی عذاب و جهنم است

چه بهانه هست،چه امیدی برای ماندنم؟

گاهی چنان دلم سیاه است و چنان نومیدم

که یکسره در تلاش و سعی و فکر رفتنم

رفتن به جایی دور ،دور،دورتر از وطنم!

بگذار نباشم جایی که راضی اند همه به مردنم...


No comments: